تبليغاتX
سفــــر بــه خلـــــوت مــــــــــــــاه






















سفــــر بــه خلـــــوت مــــــــــــــاه

۲۳۴۶

یبل

تالب

لاتن

منتا

گکمن

نمکگ

گجحخ

نمی دونم

نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 9:0 توسط |

 

 یکی آسمون  یکی باغ پر از سیب یکی مزرعه پر از گندم

چه حیف که سهراب میگه:

هیچکس او را بر سر یک مزرعه جدی نگرفت

به خلوت کده پر از تشویش دعوت شدی هزاران چشم دیگر به دنبالت

و هنوز آدم نشدیم

با وجود اینکه سالها می گذرد که آدم آمد تا آدم شو د

لیک قبول ندارم صحبت همسایه را :

شیطان گفت ادم پیدا کنید سجده خواهم کرد

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 21:56 توسط |

باز چته ..ها

چی شده که رفتی کز کردی

ماه شک کرد اخم کرد خوابید

ستاره هست

شاید

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 12:8 توسط |

یکی برای آغاز کافیست

نمیدان چقدر راه تا پایان مانده است

نوشته شده در سه شنبه هفتم دی 1389ساعت 22:40 توسط |

نمیدانم که دلخوری یا خوشحال نمیدانم که دلت میگیرد یا نه اما خودت گفتی که پایان آخرین ترانه برای هر اتفاقی است .

روزی آری روزی نه ...

هی....

به سراغ من اگر میایی نرم وآهسته بیا تا....

چینی نازک تنهایی من ...

به خانه ام دعوتت میکنم به صرف چای کمی آرامش شاید ورقی فال از حافظ ...

نوشته شده در دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 14:37 توسط |


آخرين مطالب
»
» آدمی را آدمیت لازم است
»
»
» کلبه اخرین مطلب
Design By : Pars Skin